رویکردهایی به روانشناسی(قسمت چهارم)

خرید بک لینک
رویکرد روانکاوی psychoanalysis

همزمان با گسترش رفتارگرایی در امریکا ، در اروپا نیز دیدگاه روانکاوی درباره رفتار ادمی توسط زیگموند فروید مطرح گردید و گسترش یافت . مفاهیم روانکاوی نه بر پایه مطالعات دقیق علمی بلکه بر پایه مورد پژوهیهای فراوان بیماران روانی قرار دارد .

فرض بنیادی نظریه روانکاوی ان است که قسمت عمده رفتار انسان در فرایندهایی ریشه دارد که ناهشیارند . منظور فروید از فرایندهای ناهشیار یا unconscious عبارت بود از افکار ، ترسها و خواستهایی که شخص به انها اگاهی ندارد ولی در هر حال بر رفتار او اثر می گذارند .

فروید معتقد بود که بسیاری از تکانه هایی که در دوران کودکی با منع والدین و جامعه روبرو می شوند ، برخاسته از غریزه های فطری هستند و ممنوع کردن انها سبب می شود که فقط از حیطه هشیار به ناهشیار رانده شوند و همانجا بمانند و رفتار را زیر نفوذ خود بگیرند .

تکانه های ناهشیار به صورت رویا ، لغزشهای کلامی ، اطوار ، نشانه های بیماری روانی ، و نیز به صورت رفتارهای جامعه پسندی از قبیل فعالیتهای هنری و ادبی جلوه گر می شوند .

بسیاری از روانشناسان ، دیدگاه فروید در مورد ناهشیار را به طور کامل نمی پذیرند ، اما احتمالا این را می پذیرند که ادمیان به برخی از جنبه های شخصیت خود ، اگاهی کامل ندارند . این روانشناسان ترجیح می دهند که از درجات اگاهی گفتگو کنند نه انکه تمایز قاطعی بین هشیار و ناهشیار بگذارند .

از نظریه های فروید درباره شخصیت و از روش روانکاوی برای درمان اختلالهای روانی استفاده می شو د .

روانشناسی...

ما را در سایت روانشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 16:41

صفحه بندی